تبليغاتX
نوبت مردم ...

نوبت مردم ...

در نگاه آدم حقیر

خوب است قورباغه بودن

برکه ای دنج ُ برگ نیلوفر ُ موج های ریز و تاب نرم جلبک ها

لمیدن زیر آفتاب و تماشای پولک های رخشان آب

و زبانی معکوس که به پایان می رساند پرواز سنجاقک و ضربدر می زند روی زندگی پشه

قلاب های تیز

دنبال قزل الا می گردند و ماهی آزاد 

وقتی به دام می افتند

غبغب قورباغه پر از غورغور بی خیالیست

که لم داده راحت در حریم امن

ونگاه می کند به پوزخند

مشق پرواز جوجه مرغابی های وحشی را

و در جریان کند تفکر محدود

میگوید : " دنیا همین جاست . برکه ای سرشار از آرزوهای برآورده "

                                             قورباغه بودن عالیست در نگاه آدم حقیر !

                                                                                          شاعر : نیکو سیاه کوهی

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 0:22  توسط   | 

آلبرت اينشتين در سال 1932 و در اوج‏گيري فاشيزم در اروپا خطاب به فرويد مي‏گويد: «من نه تنها صلح‏طلبم، بلكه صلح طلبي مبارزه جويم كه براي برقراري صلح با تمام وجود نبرد مي‏كنم. هيچ چيز قادر به از ميان برداشتن جنگ نيست، مگر آن كه انسان‏ها خود از رفتن به جبهه سرباز زنند. براي تحقق آرمان‏هاي بزرگ، نخست اقليتي مبارز، تلاش و كوشش مي‏كنند. آيا بهتر نيست در راه صلح كه به آن ايمان داريم رنج كشيد تا در جنگ، كه به آن باوري نيست، نابود شد؟» در جاي ديگر مي‏گويد «كتاب‏هاي درسي از نو بايد نوشته شود تا بتوانند به جاي دامن زدن به اختلافات قديمي و ابدي و ساختن پيشداوري‏هاي بي‏مورد، روح تازه‏اي در نظام آموزشي ما بدمند» و در پايان نامه خود مي‏‎نويسد: «هيچ چيز براي من مهم‏تر از مسأله صلح نيست. جز اين، هر آن چه مي‏گويم و هر آن چه انجام مي‏دهم، قادر به تغيير ساخت جهان نيست. اما شايد نداي من بتواند در خدمت امري بزرگ قرار گيرد، ندائي كه اتحاد انسان‏ها و صلح در جهان را فرياد مي‏زند».

زيگموند فرويد در جواب به اينشتين جهان را از نگاهي ديگر مورد بررسي قرار مي‎‏دهد. «آقاي اينشتين عزيز – وقتي شنيدم كه شما مرا براي تبادل‏نظر درباره موضوعي برگزيده‏ايد كه برايتان حائز اهميت است و معتقديد براي ديگران نيز مهم و جالب است، با كمال ميل موافقت خود را اعلام كردم».

فرويد جهان را به اساس روانشناسي انسان‏ها مطالعه مي‏كند پس در موضعي متفاوت به اينشتين مي‎نويسد: «اصولا تضاد منافع ميان انسان‏ها با توسل به زور خاتمه پيدا مي‏كند. در دنياي حيوانات چنين است و انسان نيز خود را نبايد از آن جدا بداند. گو اين كه براي انسان‏ها اختلاف عقيده نيز به تضاد منافع افزوده مي‏شود كه به بالاترين حد از انتزاع مي‏رسد و چنين مي‏نمايد كه خاتمه دادن به آن راهكار ديگري مي‏طلبد». در جايي ديگر فرويد مي‏گويد «شما از نسبت حقوق و قدرت آغاز كرده‏ايد كه به نظر من بهترين نقطه شروع بررسي‏ ما است. اجازه دارم كه واژه قدرت را با واژه زننده و خشن زور تعويض كنم...؟ امروز براي ما حقوق و زور در تضاد با يكديگر قرار دارند. با اين همه به سادگي مي‏توان نشان داد كه اولي (حقوق) از دومي (زور) پديد آمده است»، با اين كه فرويد جنگ را اجتناب‏ناپذير مي‏داند با اين همه به پاس احترام اينشتين اميدهاي خود را به صلح از دست نمي‏‎دهد و در پايان نامه مي‏گويد: «تأثير دو عامل شايد به جنگ و جنگ‏طلبي خاتمه دهد و اميد ببنديم به آن‏ها- يكي، نگرش فرهنگي و ديگري، ترس موجه از تأثيرات و پيامدهاي جنگ‏هاي آينده- و نمي‏توان حدس زد كه اين راه از چه پيچ و خم‏هايي خواهد گذشت».

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 12:21  توسط   | 

 

 این سو شعار مبارزه بدون خشونت در تئوری جنبش موج می زند و آنسو جنبشی ها با پرتاب سنگهایی با بغض و کینه هر چه تمامتر به میان جمعیت خشمشان را به حکومت تقدیم می کنند .

 این سو سردمدار جنبش چفیه ای بر گردنش می آویزد و می گوید ما با اصل نظام مشکلی نداشته و نداریم ، آنسو مردم روز لبیک ، تصویر رهبر را به زیر می کشند و از رویش رژه می روند .

 این سو فشار ناشی از ناآرامی ها نیروهای مخالف را هر بارخشونت گراتر و انحصارطلب تر می کند و آنسو خستگی روانی ، نیروهای جنبش را در حالت سردرگمی و ابهام از درستی مسیر می اندازد .

می پرسم کدام نیرو در حال پایش مداوم فرآیند است تا در لحظه بحرانی تصمیمی خردمندانه را به این توده هدیه کند ؟ از خودمان بپرسیم چه میخواهیم ؟

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 10:44  توسط   | 

 

اراسموس در کتاب " در ستایش دیوانگی " می نویسد : در جلسه ای حاضر بودم و کسی از یک عالم اعلم الهیات پرسید . برچه اساسی کافران را می سوزانید به جای آنکه با آنان بحث کنید ؟ الهی پاسخ داد  : بر اساس روایتی از سنت پل  که می گوید از منکران پس از یکی دو بار دعوت اگر به راه نیامدند پرهیز نمایید و پرهیز در اینجا به معنی اعدام است .

بهترین راه برای اینکه پرهیز از مواجهه با مخالفان بطور قطع و عام محقق گردد معدوم کردن آنهاست. میل به آخرت خواهی و قدیس نمایی از سویی و حفظ نظم و ممانعت از آشوب از سوی دیگر می تواند دولتمردان را به هر گونه مصادره ای محق نماید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 10:40  توسط   | 

 

تنها یک روز پس از روز جهانی مبارزه با اعدام

بهنود شجاعی در زندان اوین تهران اعدام شد

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 16:1  توسط   | 

 

 " شایع ترین اثر پارزیت ها تاثیر بر روح و روان افراد و مسائل ذهنی آنها است "

تهران تبدیل به یک ماکروویو بزرگ یا شایدم جهنم چرنویل شده است .

آیا سکوت جامعه پزشکی پذیرفتنیست ؟

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:34  توسط   | 

 

ورود شرك به قلب ها همچون حرکت موری سیاه روی سنگی تیره در شبی ظلمانیست. شرک و ورودش به قلوب به نفوذ هر اندیشه ای که با آرمانهایمان در تناقض است و ناآگاهانه به آنها تن میدهیم اشاره دارد.

روی سخنم با آنهاییست که به دنبال کثرت گرایی در جامعه هستند و شعارشان  "  برتری اکثریت در کنار حفظ حقوق اقلیت " است و داد دموکراسی و آزادی سر میدهند .

آیا شعار مرگ بر ..... می تواند آغاز خوبی برای شکل گیری چنین حرکت ها و جنبش هایی باشد  و اصولا  " مرگ بر تو"  این معنی را در ذهن ما نمی گنجاند که " تو نباش " ؟ آیا این شروع استبداد از نوع دیگری نیست ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:42  توسط   | 

از بینندگان تلویزیون شنیدم با کمال تاسف حتی کلمه ای در باب درگذشت استاد مشکاتیان بر زبان رانده نشده است . جای بسی تاسف دارد که در خلأ حضور این هنرمند جاودانه ، حتی انتظار تسلیتی از رسانه ملی مان نمی رود.

ایشان متولد 1334 در شهر نیشابور و فارغ التحصیل دانشکده موسیقی دانشگاه تهران و نوازنده سنتور و سه تار بودند. وی از نیمه دهه 1350 فعالیت هنری حرفه ای خود را از جشن هنر شیراز آغاز نمودند . از آثار مهم ایشان می توان به " در آستان جانان" ، " بیداد" ، " دستان" ، " کنسرت ماهور " و " مرکب خوانی نوا "اشاره نمود .

استاد پرویز مشکاتیان همواره پیش قدم در ساخت تصنیفهای میهنی بودند که خود گویای آلام استاد از خفقان، استبداد و ظلم رایج در جامعه ایران بوده است. تصنیفهای ماندگار "همراه شو عزیز"، "ایران" (ایران خورشیدی تابان دارد) و "ایرانی" (ایرانی بسر کن خواب مستی) با صدای استاد شجریان، "وطن من" با صدای زنده یاد ایرج بسطامی، "ای مردم آزاده کجایید" با صدای استاد شهرام ناظری از این جمله اند. از دوستان وی گفته اند که ایشان 2 سال در لیست اسامی قتل های زنجیره ای بودند ....

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 0:7  توسط   | 

مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که « والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟»
اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می گویند: « پدرسوخته ی ملعون دروغ می ‌گوید. مُرده !»

مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش می‌بریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!»

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 11:28  توسط   | 

 

 

روح الامینی علیه روح الامینی

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 11:53  توسط   |